الشيخ محمد الصادقي الطهراني
282
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
نكاح مرد است و موردش هم زن مىباشد ، و قاعدهى ادبى نيز چنان است ، همانگونه كه خواستگارى از مرد است و پذيرش آن از زن جريان نكاح هم كه تحقق دادن بههمين نقش است همچنان پيشى جستن مرد است در صيغهى نكاح ، گرچه عكسش هم جايز است ، بهويژه جاهايى كه خواستگار زن باشد چنانكه در آيهى : « 50 سورهى احزاب » زنى از رسول گرامى خواستگارى كرد . در جمع چه اين و چه آن كه بهتر است ، و اين همه تكرارها كه احياناً سه يا پنج مرتبه صيغه را مىخوانند ، و يا با تبرك بهعدد چهارده معصوم چهارده مرتبه مىخوانند اينها همه دكّاندارى و پيرايهگرايى است كه روح اسلام از آنها بيزار است ، و مگر چه معنى دارد كه پس از جريان نكاح ، باز هم آن را تكرار كنى كه بهمعنى زناشويى مجدد است پس از انجامش ؟ و اگر اين تكرار بدينمنظور است كه شايد صيغهى نخستين درست نبوده ، بايد گفت اين شايدها و نشايدها اگر هم راهى داشته باشد در تمامى اين صيغههاى تكرار شده هم قابل تكرار است ، وانگهى اگر هم از نظر لفظى غلط باشد خود اشارهاى صريح بهمعناى نكاح بوده و كافى است و بالاخره اين تكرار مسخره بىمعنى هرگز مبناى درستى ندارد . شرائط صحت عقد مسألهى 627 - اگر صيغهى عقد بدون رضايت طرفين جارى گردد و سپس رضايت دهند اين عقد با اين رضايت از زمان مورد نظر مرد و زن درست است . مسألهى 628 - پدر و جد پدرى حق دارند در صورت مصلحت دختر و پسر نابالغ و يا سفيه و يا ديوانهى خود را بهازدواج دايم يا موقت كسى كه صلاح مىدانند بياورند ، و هنگامى كه دختر يا پسر بالغ و عاقل شدند و اين ازدواج را پذيرفتند كه معلوم است ، ولى اگر نپذيرفتند باطل است زيرا ولايتشان هم تا پايان نابالغبودن اينان است « 1 » .
--> ( 1 ) - مرحوم آقاى خويى پذيرفتن پس از بلوغ را كلًا شرط مىدانند كه در غير اين صورت بهاحتياط واجب بايد طلاق داد